كهنوج من ، كهنوج تو
 
كهنوج و ...
بنا به اخبار واصله یوسف سلیمی هنرمند بومی و خوش صدای کهنوجی فوت کردند.مراسم تشییع جنازه این خواننده خوش صدای محلی فردا برگزار خواهد شد.

این مصیبت وارده را به خانواده ایشان و تمامی هنرمندان کهنوجی و استان کرمانی تسلیت می گوییم.


نوشته شده در تاريخ جمعه سوم بهمن 1393 توسط سجاد براهویی
امروز من و همه کسانی که از جاده کهنوج بندرعباس عبور می کردیم شاهد منظره عجیبی بودیم و آن چیزی نبود جز برف.برفی که جاده سیاه را کاملا سفید کرده بود.این بارش در سی و پنج کیلومتری شهر کهنوج رخ داد و البته در بخش آسمینون شهرستان منوجان از شدت بیشتری برخوردار بود.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام دی 1393 توسط سجاد براهویی

جازموریان من

چرا آهنگ فقر، این چنین بر مردمان تو غمگین نواخته می شود؟

توکه روزی میهمان نواز خوبی بودی و از خود گذشتگی بی مانندی داشتی؛

تو حتی از شاهرگ خود که هلیل نام داشت مردمانت را حیات می بخشیدی

جاز موریان من،توکه روزی بهترین دام دنیا را داشتی

پس چرا مردمانت به جای بره شیرمست رودباری ات، گوشت وامانده و پس مانده

از برزیل، سم جان می کنند.

جازموریان من، روزگاری روغن حیوانی تو مردمانت را  صد سال جوان می داشت

پس چرا روغن پالم، مردمانت را در جوانی پیر کرده است

شاید کوتاهی از خودمان بوده، که فقط غم  از دست دادنت را در سرداریم

شاید زمانی که سدها را همچون شمشیر بران بر روی شاهرگ تو می نواختند، ما در خواب بودیم

ما حتی بر پیکر نیمه جان تو هم رحم نکردیم و با بندهای خاکی نفست را بریدیم

درحالی که تو زمانی  با همین شاهرگ خود برای ما آهنگ زندگی می نواختی

جاز موریان من...ما میهمانان خوبی نبودیم؛ از این بابت به تو مدیونیم.

عبدالرضا بلوچ بامری(نشریه رودبارزمین شماره663)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم دی 1393 توسط کیانوش
همان طور که می دونید یه موسسه بین المللی هست که رکوردهای خارق العاده سرتاسر جهان رو ثبت میکنه که من به نمایندگی از همه کهنوجیای نجیب از مسولین این موسسه رسما می خوام رکوردهای زیر را که در سرتاسر دنیا بی نظیر هستند به ثبت برسانند.

1.رکورد بیشترین تعداد سرعتگیر در یک شهر.لازم به ذکر است که در شهر کهنوج تعداد صد سرعتگیر وجود دارد که ما از شهرداری و اداره راه و شهرسازی شهرمان بابت خلق چنین رکوردی که باعث شهرت جهانی ما شده تشکر ویژه داشته باشیم.

2.رکورد مرتفع ترین و سخت ترین سرعتگیر دنیا که در شهرک آزادگان وجود دارد

3.پرتلاش ترین نماینده مجلس دنیا که نماینده محترممان در مجلس شورای اسلامی  با اختلاف زیاد با رقیبان خود از سراسر دنیا در صدر این رکورد  قرار دارند.

4.بهترین و مجهزترین بیمارستان دنیا  با بهترین کادر پزشکی دنیا

5.پر دست انداز ترین و پر گودال ترین خیابان دنیا که باز هم در شهرک آزادگان هست و تشکر دوباره از شهرداری و اداره راه و شهرسازی محترم شهر کهنوج.

6.فعال ترین سینمای دنیا

7.فعال ترین شهربازی دنیا

8. رکورد کمترین  قطعی برق دنیا  

9.نجیب ترین و کم اعتراض کننده ترین مردم دنیا 

این تنها  بخش کوچکی  از رکوردهای ما کهنوجیا بود.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم دی 1393 توسط سجاد براهویی
به یک  نفر جهت سردبیری نشریه رودبار زمین با شرایط زیر نیازمندیم

1 حداق سن 25 سال

2 بدون گرایش سیاسی افراطی

3 اهل جنوب کرمان

4 حداقل 5 سال سابقه مرتبط با مطبوعات

5 صاحب قلم و آثار چاپ شده

6 متدین خوش اخلاق و باگذشت

7 دلسوز مردم و دردآشنا

8 قدرت مدیریت و روابط عمومی بالا

9 شجاع و غیر محافظه کار

8  غیر وابسته به تفکرات خشن و تند رو از جمله جبهه موسوم به

9 دور از تعصبات  کور افراطی

10 حداقل تحصیلات لیسانس

11 مبادی آداب دینی مخصوصا نماز

همین.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم دی 1393 توسط کیانوش
اینجا کهنوج است جایی که به جای آن که خیابان های پر از گودالش را آسفالت کنند هر روز یک سرعتگیر جدید میسازند.
سرعتگیرهایی که بیشتر به سد شبیه هستند تا سرعت کاه و سرعت گیر و اخیرا چهار راه ها شدن میدان سرعتگیر ها


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم دی 1393 توسط سجاد براهویی
 

نه می خواهم

جنگل

باشم که زمستان خشکم کند

و نه

کوهستان

که رود از من بکاهد

من

بیابان

بودنم آرزوست


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم دی 1393 توسط سجاد براهویی
امروز یکی می پرسید مگر نماز باران نخواندیم؟پس چرا باران نمی بارد.

گفتم تو را نمی دانم ولی من لیاقت باران را نداشتم

دیگری می گفت نماز بارانی که بعد از پیش بینی باران خوانده شود یعنی اینکه خودمان هم به خلوص نیت و پاکی دلمان شک داریم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 توسط سجاد براهویی
نمی دانم مرا چیزی شده است یا سگ را؟

چون تا چند سال پیش وقتی من سگی را میدیدم من میترسیدم و فرار میکردم و سگ همچون شیر فقط فرار مرا تماشا می کرد.

ولی اکنون هر وقت سگی مرا می بیند او فرار می کند و من او را تماشا می کنم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 توسط سجاد براهویی
فاجعه هولناک در جنوب استان کرمان

فاجعه ای که حتی خبر آن جایی پخش نشد و هیچ مسئولی واکنش نشان نداد.

جان باختن دانش آموزان در سانحه واژگونی وانت پیکان

93/7/28 ساعت حدود 2 بعدازظهر

محور سرخ قلعه - کهنوج

واژگونی یک وانت بار پیکان با 8 سرنشین دانش آموز در اثر تعقیب و گریز پلیس راهنمایی و رانندگی و کشته شدن 3 دانش آموز دختر

در تاریخ 93/7/28 جاده سرخ قلعه - کهنوج

به خاطر فاصله زیاد خانه تا مدرسه و نداشتن سرویس (و یا نداشتن کرایةی سرویس) تعدادی از دانش آموزان مجبور به سوار شدن بر وانت پیکان می‌شوند ، راننده هم با قصد ثواب اما بی خبر از سرنوشت آنها را سوار میکند ، در بین راه پلیس راهنمایی و رانندگی مسیر را بسته و دستور ایست می دهد اما راننده به خاطر تخلفِ سوار نمودن افراد در پیکان و شاید هم نداشتن گواهینامه توقف نمی کند و پلیس راهنمایی و رانندگی با اینکه مجوز تعقیب راننده خاطی را نداشته به تعقیب او می رود غافل از آنکه دانش آموزان بی گناهی سوار بر ماشین هستند در پی این تعقیب و گریز ، وانت پیکان از جاده منحرف و واژگون می شود و از 8 دانش آموز 3 نفر آنها جان میبازند. روحشان شاد ...

به نظر شما مقصر کیست؟؟ آن راننده ای که به خاطر ثوابش آن دانش آموزان را سوار کرده ولی به خاطر ترس از جریمه پلیس راهنمایی و رانندگی فرار کرده است یا آن افسر راهنمایی و رانندگی که به جای اعمال قانون بدون تعقیب و گریز و ایجاد رعب و وحشت در دل راننده ، آنها را به کام مرگ می کشاند؟

مسئولین پلیس راهنمایی و رانندگی و وزیر آموزش و پرورش ضمن پاسخگویی به این حادثه اسفناک و معرفی مقصر و محکوم کردن آن ، موجبات خاطر و تسلی والدین این مرحومین را فراهم نمایند.

لطفا انتشار دهید تا به دست مسئولین مربوطه رسیده و اقدامات لازم را انجام دهند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393 توسط سجاد براهویی
امروز یکشنبه بیست و یکم مهر ماه مصادف بود با عید غدیر خم و امسال برای هر چه شکوهمند تر برگزار شدن این مراسم سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی شهرستان کهنوج به تبعیت از سایر شهرستان های کشور اقدام به بازسازی این واقعه کرد که برای انجام این نمایش از کارگردان ماهر و متخصص بومی شهرمان آقای حجت دهقان کمک گرفت و ایشان با توجه به وجود مشکلات عدیده ای مثل نبود دستگاه بیسیم مطلوب ،عدم وجود امکانات صوتی مناسب و با کیفیت و نداشتن زمان لازم برای تمرین و آموزش بازیگران به بهترین شکل ممکن این نمایش را کارگردانی کردند.

این مراسم در شهرک آزادگان برگزار شد و مردم نیز استقبال بسیار خوبی از این مراسم کردند و باعث بالاتر رفتن انگیزه برگزار کنندگان این مراسم در سالهای آینده شدند.

اما چند نقص این مراسم:

۱.سخنرانی فرمانده سپاه با وجود گذشتن چندید دقیقه از موعد مقرر شروع مراسم که باعث احساس گرمای شدید مردم شد.

نساختن جایگاه مناسب برای نشستن مردم

نبود وسایل نقیله کافی برای ایاب و ذهاب

در پایان از تمامی دست اندرکاران برگزاری این مراسم به ویژه مسئولین سپاه ،آقای دهقان کارگردان ماهر و بومی شهرمان و همچنین بازیگران بومی همچون مهرداد بهزادی و بقیه همکارانشان و اهالی محله شهرک آزادگان تشکر می کنیم و امیدواریم که در سالهای آینده شاهد مراسمات و جشن هایی به مراتب بهتر و با کیفیت تر و شادتر از این باشیم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 توسط سجاد براهویی
 

کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور تعداد نمایندگان مجلس را از 290 نفر به 310 نماینده افزایش داد، 

که در استان کرمان با افزایش یک نماینده به حوزه ی انتخابیه کهنوج ، منوجان ، رودبارجنوب، قلعه گنج و فاریاب 

تعداد نمایندگان این حوزه به دو نفر افزایش پیدا می کند.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مهر 1393 توسط میثم لورگی
برای انجام کاری به شورای حل اختلاف رفته بودم و
آن جا با افرادی با پرونده های عجیب رو به رو شدم یکی از شوهرش شکایت کرده بود که
چرا با یک دختر ارتباط مشکوکی دارد و دیگری بابت سی چهل هزار تومان بدهی به زندان
محکوم شده بود و ...
اما عجیب ترین شکایت ،شکایت پیرمردی هشتاد ساله
بود از کسی که او را متهم به کشتن الاغش آن هم ده سال پیش کرده بود .وقتی وارد اتاق شدم پیر مرد به اعضای شورا اینچنین می
گفت :شما باید خسارت مرا بدهید همانطور که از من بابت خسارتی که گوسفندانم به باغ
همسایه زده بودند و من قبول نداشتم 420 هزار تومان گرفتید.وقتی یکی از اعضای شورا
به او گفت که اگر به جای آن الاغ به تو دو الاغ بدهیم راضی می شوی جواب رد داد و
گفت می خواهی دوباره گناه دو حیوان زبان بسته را به جان بخرم؟ نه من فقط پول می
خواهم.همان یک بار که گناه من باعث این خشک شدن روستا شد بس است.بعد از صحبتی
کوتاه با پیرمرد این گونه از داستان مطلع شدم که :
پیرمرد ساکن یکی از روستاهای اطراف است.روستایی
که چند سال ( حداقل ده سال )پیش بسیار سرسبز و باغ هایش انبوه از درختان نخل و
مرکبات و انگور و انار و انجیر بوده که با آب چشمه های پر آب آن روزها سیراب می
شدند.پیر مرد در این روستای کوهستانی همانند همه اهالی روستا کشاورزی و دامداری را
پیشه خود قرار داده بود و همچنین الاغی داشته که با وجود جاده بسیار صعب العبور روستا برای حمل و نقل خیلی بکار می آمده و
بارها و بارها به کمک پیرمرد و خیلی از همسایه هایش برای رساندن بیمار به درمانگاه
،حمل بارهای سنگین و ...آمده بود.
یک شب که پیرمرد خوابیده بود صدای مهیب شلیک
تفنگ او را از خواب بیدار کرد و دوان دوان به بیرون برد .پس از بررسی اطراف متوجه
شد که همه اوضاع رو به راه است به چیز اینکه الاغش که هنگام غروب به چوب کنار
طویله بسته شده بود اکنون نیست.آن شب هر چه به دنبال الاغ گشت نتوانست آن را پیدا
کند و بعد از یکی دو ساعت برگشت نه برای خواب بلکه برای اینکه منتظر بماند که شب
شوم با تاریکی اش تمام شود و روز با روشناییش به کمک او بیاید تا بتواند الاغش را
که هنوز معلوم نبود چه بر سرش آمده پیدا کند.
وقتی که هوا روشن شد بدون آنکه هیچ احساسی از
گرسنگی داشته باشد شروع کرد به گشتن به دنبال حیوان بی آزار و دو سه ساعت بعد که
تقریبا همه جا را گشته بود الاغ را در محلی که شب گذشته هم گشته بود پیدا کرد از
آنجایی که آن را در گودالی انداخته بودند و بر رویش برگ و چوب ریخته بودند
نتوانسته بود آن را در تاریکی شب ببیند.
پیرمرد با دیدن جسد الاغش همان اجساسی را داشت
که یک نفر با دیدن پاهای قطع شده اش دارد و تا دو سه روز نتواتست چیزی بخورد.و
تمام آن دو سه روز را به اندیشیدن درباره قاتل و جرم مقتول گذراند و در همه موارد
به یک نفر می اندیشید همان که تنها کسی است که تفنگ دارد و چندین بار غیر مستقیم
به اهالی روستا گفته بود که من آن را میکشم.پیر مرد هم بدون اینکه مدرکی داشته
باشد یک روز به خانه او رفت و گفت چرا کشتیش ؟آخه مگه چکار کرده بود ؟اصلا اگه
کاری کرده بود و خسارتی زده بود چرا به من
چیزی نگفتی تا خودم با سم سکتش کنم نه اینکه با تفنگ بکشیش؟اصلا خودش گناهکار اون
بچه ای که توی شکمش بود چه گناهی داشت؟اما بدون اینکه آن مرد اعتراف کند و جواب
سوال های او را بدهد و حتی یک معذرت خواهی ساده با گفتن این که حتما یکی از روستای دیگر آمده و آن را کشته
و ریختن نمک با این جمله ی مگر چه شده؟بر زخم عذاب وجدان پیرمرد بحث را ناتمام
گذاشت و خداحافظی کرد.
اکنون که به گفته خود پیرمرد ده سال از آن ماجرا
گذشته و نه آن روستا ،روستای سرسبز قدیمی است و نه الاغی که به نظر پیر مرد کشته
شدن آن باعث خشم خدا و خشک شدن روستا شده وجود دارد پیر مرد هنوز به دنبال قاتل الاغ می
گردد و هر چند روز یک بار به دادگاه و شورای حل اختلاف می آید و کلی هزینه ایاب و
ذهاب می دهد تا بتواند جلوی پایمال شدن خون الاغ و حق خودش را بگیرد و مورد سرزنش
قرار نگیرد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مهر 1393 توسط سجاد براهویی
به طور اتفاقی با صحنه آتش گرفتن موتور سیکلت یک نفر در یک از خیابان های شهر مواجه شدم و مثل بقیه اطرافیان به او و موتور در حال سوختن نزدیک شدم تا به او کمک کنیم.

هر چه با شن و انواع وسایل دیگر برای خاموشی موتور اقدام کردیم نتواتستیم آتش را خاموش کنیم و هم ما و هم صاحب موتور که دختر بچه دو سه ساله اش را نوازش می کرد از خاموش کردن آتش نا امید شده بودیم که یکی از حاضرین در صحنه گفت زنگ بزنید آتش نشانی......

صاحب موتور که می گفت کارگر است و باید هر چه سریعتر به سر کار برود شماره آتش نشانی را گرفت و این گونه درخواست کمک کرد.

الو سلام .نگاه کن مو موتورم ایتی بلوار که ارو زه سوحته اگه ارسی بیا خاموشی کن ما هر کارمون که نتاهستین.

همه به او گفتند : ایطوری تو گفتت خب ایان .آخه وظیفه شونه بیچه اگویی اگه ارسی بگو زو بیا که بدبخت بودم.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 توسط سجاد براهویی

" نمایشگاه اشتغال آفرینی زنان روستایی با محوریت تولید صنایع دستی، روزهای چهارشنبه و پنجشنبه تاریخ 19 و 20 شهریور در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کهنوج برگزار می گردد
در این نمایشگاه دوروزه که از ساعت 9 صبح تا اذان مغرب و عشاء میزبان بازدیدکنندگان میباشد، تولیدات  زنان بیش از ده روستا جنوب کرمان به نمایش گذاشته میشود.
طرح اشتغال آفرینی زنان روستایی از اوایل تابستان امسال با راه اندازي کارگاههای آموزش و تولید صنایع دستی در ده روستا آغاز به کار کرد و محصولات تولید شده این کارگاهای روستایی قرار است در این نمایشگاه عرضه شود.
لازم به یادآوری است که کانون فرهنگی و هنری فاطمه ها مجری، و دبیرخانه کانون های فرهنگی و هنری مساجد جنوب کرمان نیز حامی مالی و ناظر کیفی این طرح اشتغال زایی بودند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم شهریور 1393 توسط سجاد براهویی
تخریب جاده کهنوج - فاریاب در منطقه چاه حاجی

      به نقل از خبرگزاری فارس در پی بارندگی شدیدی که در منطقه چاه حاجی رخ داد جاده کهنوج - فاریاب در این منطقه دچار شکستگی و نشست شد که به فاصله چند ساعت بعد از این اتفاق کارکنان پرتلاش اداره راه کهنوج در صحنه حاضر شده و این قسمت از جاده را بازسازی کردند.در پایان از مسولین اداره راه درخواست میکنیم برای بازسازی این جاده قدیمی و پر از ایراد تمام تلاش خود را انجام بدهند تا بیش از این موجبات دلخوری مردم نشود.

افتتاح چند طرح کشاورزی و بهداشتی در هفته دولت

به نقل از خبرگزاری فارس به مناسبت هفته دولت و با حضور فرماندار و نماینده مجلس و سایر مسئولان چند طرح کشاورزی شامل دو پروژه پرواربندی دام و یک پروژه آبیاری تحت فشار و ...افتتاح شد.

همچنین در زمینه بهداشتی و در همین هفته و با حضور مسئولان نامبرده از آزمایشگاه مرکزی بهره برداری شد.

اما مسئولان بدانند که این طرح ها یک هزارم درصد حقوق و خواسته های مردم شریف و نجیب شهرستان کهنوج نیست.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم شهریور 1393 توسط سجاد براهویی
به نقل از سایت آفتاب محمد رضا امیری نماینده پنج شهرستان جنوبی استان کرمان یکی از پنجاه نماینده ای است که درخواست استیضاح وزیر علوم یعنی جناب آقای فرجی دانا را امضا نموده است و گویا عملکردهای این وزیر دولت جدید را برخلاف آنچه باید انجام می داده است می داند.

اما وزیر علوم چه کرده است که طرح استیضاح او اعلام وصول شده و جلسه استیضاح ایشان روز چهارشنبه هفته جاری برگزار خواهد شد؟

بنابر آنچه که حامیان دولت تدبیر و امید می گویند اعلام لیست افرادی که در دولت قبل بورسیه دکتری غیر قانونی گرفته بودند که چند تن از آنان از نزدیکان چند نماینده خواهان استیضاح وزیر علوم هستند علت اصلی این استیضاح می باشد.

امیدواریم که صدا و سیما جلسه استیضاح روز چهارشنبه را که گفته می شود روز کنار زدن پرده ماجراهای این بورسیه های قانونی توسط آقای فرجی داناست را به صورت زنده پخش نماید تا همه مردم از ماجرا مطلع شوند.


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 توسط سجاد براهویی
امروز هر چه کردم نتوانستم در مراسمی که اسمش راهپیمایی بود شرکت نکنم.رفتم و با رفتنم خواستم بگویم که من با هر جنایتی که در دنیا آن هم علیه کودکان بی گناه باشد با تمام وجود مخالفم و حاضرم برای نشان دادن این انزجار و مخالفت نه تنها گرمای شصت درجه کهنوج بلکه مرگ را هم تحمل کنم.جمعیت مردم شهرم در راهپیمایی قدس امسال برخلاف تصور من خیلی زیاد بود اگرچه ...
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مرداد 1393 توسط سجاد براهویی
امروز  در سالن تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کهنوج کارگاهی تحت عنوان حفاظت از خرس سیاه که یک گونه بسیار نادر و رو با انقراض در کشور هست  با همکاری انجمن حیات وحش میراث  پارسیان ، انجمن محیط بان کرمان و گروه محیط زیستی کتابخانه فاطمه ها و همچنین با حمایت مالی گروه صنعتی بارز برگزار شد. از آنجایی که یکی از قلمروهای زیست این گونه نادر حیات وحش جنوب استان کرمان می باشد گروهی از فعالان محیط زیست و حیات وحش به رهبری جناب آقای سام رجبی ( کارشناس ارشد و فعال در امور حفاظت از محیط زیست)  اقدام به برگزاری کارگاه آموزشی برای آشنایی و حمایت مردم در راستای حفظ خرس سیاه در مناطق کوهستانی جنوب استان کرمان کردند که با استقبال عده ای از مردم و به ویژه نوجوانان و جوانان هنرمند و ورزشکار کهنوجی که در قالب تیم فوتبال کتابخانه فاطمه ها و با حمایت های مالی انجمن حیات وحش میراث پارسیان در این جلسه شرکت کرده بودند ، رو به رو شده و این کارگاه را با ارائه مطالبی درباره گونه  خرس سیاه ،خطر انقراض این گونه ، نحوه برخورد با این حیوان ،عدم حمله و شکار آن ،راههای دفاع بدون رسیدن آسیب به حیوان مهاجم و  اهمیت ادامه  زیست خرس سیاه برای محیط زیست و کشاورزی منطقه و همچنین نمایش فیلم کوتاه مستندی از حیات وحش کوه کلمرز که توسط آقای کلمرزی گرفته شده بود برگزار کردند.
همچنین در پایان جلسه گروهی از هنرمندان عرصه تئاتر نمایشی درباره اهمیت حفاظت از خرس سیاه و حیات وحش بومی و همچنین محیط زیست به نمایش گذاشتند که مورد توجه و استقبال حضار قرار گرفت.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مرداد 1393 توسط سجاد براهویی
امروز بیست و هفتم تیر ماه سالروز پذیرش قطعنامه ای است که در راستای پذیرش آن جنگ هشت ساله به صلح انجامید.جنگی که با هجوم صدام حسین و ارتش بعث شروع شده بود و هدفشان تصرف تهران در چهل و هشت ساعت بود ولی با دفاع مقدس هموطنان عزیزمان مواجه شده بودند و نه تنها که نتوانستند بعد از هشت سال جنگ ذره ای از خاک کشورمان را تصاحب کنند بلکه مجبور به آتش بس و نشستن پشت میز مذاکره شدند.

اما امام خمینی که روزی گفته بود جنگ جنگ تا پیروزی اینبار به توصیه سیاستمدارن و نظامیان بالاخص جناب آقاب هاشمی رفسنجانی به تعبیر خودش جام زهر پذیرش قطعنامه را نوشید و با شجاعت کامل روی حرف خود حرفی کاملا متناقض زد تا صلح را جای جنگ ،مصلحت را جای زیاده خواهی و منطق را جای جسارت بنشاند.

پس من این مناسبت را بر خلاف تمامی آنها که از آن به عنوان فاجعه یاد می کنند به همه مردم ایران تبریک میگویم.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 توسط سجاد براهویی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک